صبح که می شود
دلم می خواهد...
یک سبد بردارم
و به نانوائی کوچه سلامی بکنم
بخرم چند نسیم، ببرم پیش نگاه دلدار
چای هم دم شده است...
نوبت لقمه ی او
بگذارم بوسه، بر لب تُرد یار
و نسیمی که خریدم، بشود یک طوفان...
برچسب: نویسنده: اشکان کریمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:00