انتظار آمدنت مرا می کِشاند به خیال....
مرا می نِشاند بر سَرراهی،
که....
که می دانم هرگز نخواهی آمد...!
آری،ابتدای این جاده، من وانتهای آن نیامدنت....!
اما باز ،
من و انتظار وخیال آمدنت...!
.

برچسب:
نویسنده: اشکان کریمی
تاريخ: شنبه
13 خرداد
1396 ساعت: 19:33