
در ادامه، هر آنچه باید درباره «یادگاری 93.07.07» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. اجازه هست که عشقتو،توکوچه هادادبزنم؟روپشت بوم خونه هااسمتوفریادبزنم؟اجازه هست که هرنفس ترانه بارونت کنم؟ماه وستاره روبازم فدای چشمونت کنم؟اجازه هست که خنده هات قلبموازجابکنه؟بهت بگم عاشقتم،دوست دارم یه عالمهاجازه هست نگاهتو،توخاطرم قاب ...
ادامه مطلب
تـو كه يكـ گوشه ى چشمتغـمِ عـالـم بِبـَردحيف باشد كه تـو باشى ومـرا غـم بِبـَرد ... +نوشته شده در دوشنبه ۹ مرداد ۱۳۹۶ساعت22:29 توسطHamidReza ♥ Fereshteh | ...
ادامه مطلب
خواب بودم!.. آمد، مرا دید! نفس عمیقی کشید و مهربان نگاهم کرد و... آرام رفت خواب بودم، آمد برایم شعر دوستت دارم خواند بوسید مرا... آرام رفت. خواب بودم... آری این ها بسی خیال بود در خواب و بس. ...
ادامه مطلب
چشم به راه آسمانم.. اولین برفی که مرا، به آغوشت نزدیک تر می کند... ...
ادامه مطلب
برایم کتابی بخوان کتابی که هر واژهاش عطر مخصوص دارد و هر صفحهاش ابتدای بهار است و هر فصل آن، شاخهای از رسیدن. کتابی که بوسیدنت را به باران بدل میکند و خندیدنت را به دریای آرام .. برایم کتابی بخوان با سرانگشتهایت... ...
ادامه مطلب
خورشیـــــــد لبهای زمین را می بوسد "صبح" زاده می شود و من هنـــــوز در انتظار بوسه های تـــــــو تمام روزهایم را آبستن خیالت می کنم ...
ادامه مطلب
ناز کنی نظر کنی، قهر کنی ستم کنی گر که جفا گر که وفا، از تو حذر نميشود داغ که دارد اين دلم، داغ تو و خیال تو " بی همگان به سر شود، بی تو به سر نميشود" . "مولانا" ...
ادامه مطلب
از پوستم صدای تو می تراود بر پاهای تو راه می روم با چشم تو شعر می نویسم من که ام به جز "تـــــــــو" که در رگ و پوستم نهانی و نام مرا به خود داده ای. ...
ادامه مطلب
تو می آیی و آنچنان مرا می فهمی که گویی بعد از خدا تو در من خدایی دیگری که می بینی مرا می خوانی مرا تو می آیی خستگی هایم را می فهمی کلافگی هایم را بغض هایم را تو می آیی و تا آمدنت من پشتِ دیوارِ تنهاییم بی سر و صدا روزگار می گذرانم تو می آییی... می دانم...
ادامه مطلب
دنیا تنها چهار حرف است اما پای خندههای تو که بیاید وسط "دنیا" هزار حرف است هزار جمله... ...
ادامه مطلب
دوست داشتنات را از سالی به سال دیگری جابهجا میکنم انگار دانشآموز مشقاش را در دفتری تازه پاکنویس میکند رسید "صدای تو"، "عطرتو" و شمارهی تلفن تو و صندوق پستی تو میآویزمشان به کمد سال جدید تابعیت دائمی در قلبم را به تو میدهم تو را دوست دارم هرگز رهایت نمیکنم .. بر برگهی تقویم آخرین روز سال در آغوشم میگیرمت و در چهارفصل میچرخانمت ... ...
ادامه مطلب
دوستت دارم چو بوی تازه ی نان به وقت افطار دوستت دارم چو عطر تند پدربزرگ به وقت نماز دوستت دارم چو یاس های ترمه ی بی بی چو شب بو های باغچه ی حیاط چو گلبرگ سرخ میان کتاب دوستت دارم و هر بار بجای گفتنش؛ بو میکشم تمام عطرهای جهان را که از تن ات بارها جا گذاشته ای ...
ادامه مطلب
با من از عشق نترس بیا عاشق باشیم پرنده که زِ پرواز بترسه یه عمر ! " تو قفس می مونه ..." ...
ادامه مطلب
ای مردمان بگویید آرام جان من کو!؟ راحتفزای هرکس محنترسان من کو!؟ نامش همی نیارم بردن به پیش هرکس گه گه به ناز گویم سرو روان من کو!؟ جانان من سفر کرد با او برفت جانم باز آمدن از ایشان پیداست آن من کو!؟ هرکس به خان و مانی دارند مهربانی من مهربان ندارم نامهربان من کو!؟ انوری ...
ادامه مطلب
باید به چشم هایم نگاه کنی این شعرها هرچقدر هم خوب باشند نمی توانند دلتنگی ام را بیان کنند.. چترهای کاغذی زیر باران دوام نمی آورند...! ...
ادامه مطلب
مرا جانانه در آغوش بگیرموهایم را با آن دست های نازنینت نوازش کنو سرم را چون نوزادی دو ماههروی سینه ات بگذارمی خواهم تمام عمرنفسم از جای گرم بلند شود ... ...
ادامه مطلب
می خواهم عکسی بگیرم از شکل دستانت از صدای دستانت از سکوت دستانت کِی پیش رویم می نشینی تا عکسی محال بگیرم؟ ...
ادامه مطلب
تا اطلاع ثانوی از عشق دم بزن لطفا بدون فاصله با من قدم بزن! ...
ادامه مطلب